تبليغاتX
چندشعر، چند شاعر
آبگینه شعر معاصر بدخشان
 

یک قرار

 

در انتهای جاده کسی انتظار ماند

 

با لحظه های سخت خودش سازگار ماند

 

شاید خودش  نخواست مسافر شود، رود

 

اما دلش برای شما یاد گار ماند

 

در انتحار مهر و وفا هیچکس نمرد

 

الا کسی که ماند فقط یک قرار ماند

 

صبح است و از ستاره خبر نیست نازنین

 

یک آسمان به رفتن از این شام تارماند

 

از راهیان خسته ی پاگیر این سفر

 

مردی میان وهم خودش بیقرار  ماند

 

**

تصویر گامهای  که رفتی ز پیش من

 

چیزی که ماند، از همه ی روزگار ماند

+ نگارنده     دهزاد  |