یک قرار
در انتهای جاده کسی انتظار ماند
با لحظه های سخت خودش سازگار ماند
شاید خودش نخواست مسافر شود، رود
اما دلش برای شما یاد گار ماند
در انتحار مهر و وفا هیچکس نمرد
الا کسی که ماند فقط یک قرار ماند
صبح است و از ستاره خبر نیست نازنین
یک آسمان به رفتن از این شام تارماند
از راهیان خسته ی پاگیر این سفر
مردی میان وهم خودش بیقرار ماند
**
تصویر گامهای که رفتی ز پیش من
چیزی که ماند، از همه ی روزگار ماند