ای کاش
ای کاش مرا اين دل بيـــــــــدارنمی بود
عقــــــل و خرد و ديدهء خونبـار نمی بود
ايکاش بجـــای گل بی بوی بهـــــــــاران
جز خاک زمستــــــــان زدهء پار نمی بود
ايکاش بدل چون ديگـــــران درد نبـــودی
تا اشک بخون خفته به رخسار نمی بود
ايکاش بجــــــــــای تپش و کار و تلاشم
جز خوردن و خوابيدن و نشخوار نمی بود
يا کاش درين دهــــــر به هر گوشه و کنجی
بی دانش و بدکــاری و بدکار نمی بود
