تبليغاتX
چندشعر، چند شاعر
آبگینه شعر معاصر بدخشان
 

“h“g“h“g“g“

به یاد از شهادت مسعود بزرگ

 

 

حماسه فتح

 

الا سرباز ازادی

بگو حماسه ها ی فتح

بگو حماسه  سنگر!

بگو ازعزم و رزم تان

چگونه دشمن مزدور

امید از تاکتان بر کند

چگونه تاک ها را اب خون دادید

بگو سر باز: برایم قصه کن از فتح

بگو از نقش پای او

بگو ازقامت رسا وموزونش

چگونه قامتش خم شد

که البرز کوه وهندوکش

سیه پوشند تا امروز

بگوسربازازادی

از ان حماسه دوران

ازان اسطوره تاریخ

چگونه دزد شب را درس عبرت داد

چگونه ان شبیخونش

امیدما اسیران شد

به تاک ودره ودریا نوید زنده گانی داد

فراموشش نخواهیم کرد

 

“h“g“h“g“g“

 

راه شب

 

خیمه ابر بر آسمان خانه ما همیشگی شد

و باران عداوت بار دیگر

کلبه های فقر زده جنگ را

بی رحمانه خواهد رفت

و حاکمانه بر زمین لرزه

دستورویرانی خواهد داد

با لبخند زهر الود

این جمله را تکرار خواهد کرد

که تاریکی شب راه پیدایش ماست

 

“g“h“g“g“

+ نگارنده     دهزاد  |