hghgg
همراه خان طاهر، متولد قریه تاجیکای ولسوالی خاش، فارغ مکتب تربیه گلزار، رشته پیله وری درسال 1342. 35 سال خدمت در بخش های انکشاف دهات و زراعت. از سال 74 به بعد، مصروف پیشه دهقانی در زادگاهش، همراه خان طاهر از چهل سال بدینسو اشعار انتقادی، تصوفی و عاشقانه میسراید. آثار وی به علت مشکلات اقتصادی تا هنوز به چاپ نرسیده است. وی امیدوار است که بتواند اولین مجموعه شعری اش را به زودی به چاپ برساند. یکی از سروده های موصوف که در وصف ولسوالی خاش با استعمال کلمات محلی سروده شده است:
**** ***** *****
من صدقه شوم کوه بلنــــــد خاشه ازکوه بلــــــــــند می فراید باشــه
سعی و کرم سنگ او بخشـنده بود یاقوت وزمرد نگـــــــین آراشـــه
گل از رخ خود خجیل و پا درقف گل دیدش چمن مرتــــــفع پهناشـــــه
شد لاله دماغ حســــرتش داغ بدل بگرفته بنفشـــــه دامن سحراشــه
گر مرد سخنــــــرانی ادیبانه شنو نطق دو زبــــان مردم گویاشـــــه
بردیده تاجکان او سنــــــگ مزن بر شیشه قلب ازبــکانش تاشـــــه
اینگونه کلمات دوران و زمـــــان ازسغدی و بیکــــیان بدان پایاشه
نه ترک و خطـــــای و روم و قزاق بدند بشناس تو مالـــکان دو دریاشـــه
ازبک بد او خان بیک دوران قدیم وان از دره درباری نمود املاشه
از ازبکیـــــــان اوست اندام قوی از تاجکیان نگر رخ زیباشـــــــه
یک عندلیب گل و دیگر بلبل باغ گسترده به چین ماچین هر دو قاشـه
پس کاکل سرخمیده نســـــل جوان خوش باشی که در خم دو ابرو باشه
بازار سیاهی گرم و میلش به سفید وان تاج سر دلبر بی پرواشــــــه
با زلف گره خورده میمون زنان چرخ فلکش به رایگان بتراشــــه
مفت آمده ام به راه خود مفت دوان چندانکه بود مرکب سعیش لاشــه
جان یار دو روزه نـاز اولاد مبر آینـــــــده او تبـــه کند فرداشــــــه
کلفت طلبی ز الفتش دور مبـاش کلفت خود او الفت است مجو معناشه
اولادیکه سرسری به تعلیــم بریم گردن زند او فرشته خو ماماشـــه
درجامعه که رحم و انصاف نبود تا تیغ عوام ســــر ببرند داناشــــه
ای دولتیان به چشم نیــکو نگرید این مردم دل خسته تریاک باشـــه
تعویض به ترویج کچـــالو میکند ده گونه گل معطر خش خاشــــــه
ماننده روسها دیــــگرهاست مقیم در قبضه کلک هرکدامش ماشـــه
پیروزی نصیـب ملت ماست یقین چون گور ابد نموده سنگرگاشـــه
از طاهر جرمی جهد آزادی مپرس بسپرده بکــــــام اجنبی دنیاشـــــه
hghgg